اعتدال : بالاخره پس از آنکه سونامی قیمت ارز و سکه تمام بازارهای پیرامونی را درنوردید، شک بی‌سابقه‌ای به زندگی مردم وارد کرد و خوراک بسیاری برای دشمنان انقلاب پخت، سخنگوی اقتصادی دولت آقای دکتر سیدشمس‌الدین حسینی وارد شد و در مصاحبه‌های پیاپی از تدابیر دولت برای کنترل بازار سخن گفت ولی باز هم مثل همیشه کوچک‌ترین اشاره‌ای به وظیفه و مسئولیت مغفول مانده خود و سایر دولتمردان نکرد. حتی یک عذرخواهی ساده از مردم بابت بی‌سروسامانی صورت گرفته انجام نداد اما در عوض، همانند برخی دولتمردان از «مافیای پنهان» و «دست‌های ناپیدا» سخن گفت و در کمال حیرت کارشناسان، مسئولیت تلاطمات هفت ـ هشت ماهه بازار ارز و سکه را به گردن یک خبرگزاری و پیامک‌هایی که در ایام تعطیلی چند روز گذشته از سوی این خبرگزاری ارسال شده، انداخت. آقای وزیر اقتصاد اما توضیح نداد این چه‌جور مدیریت اقتصادی کشور است که با یک پیامک زیر و رو می‌شود و یک خبر ساده تمام امنیت روانی فعالان و خیل گسترده‌ای از مردم را تحت تاثیر قرار می‌دهد و ارزش پول ملی را تا بدین پایه به سقوط نزدیک می‌سازد؟

 

آقای حسینی که عادت دارد از مردم عذرخواهی نکند؛ چه بزرگ‌ترین اختلاس بانکی باشد، چه بزرگ‌ترین افسارگسیختگی قیمت طلا و چه بی‌ارزش‌سازی پول ملی؛ به‌گونه‌ای سخن گفته که انگار تمام نوسانات ارز و سکه در همین چند روز و یکی دو هفته اخیر رخ داده است. اقتصاد ایران از ابتدای سال جاری که سود سپرده‌های بانکی کاهش یافت، پیش‌لرزه‌های خود را عیان ساخت و اکنون بیش از هشت ماه است که بازار با تبعات هجوم نقدینگی دست و پنجه نرم می‌کند و دیگر به قدری آش‌ شور شده که دشمنان را نیز به سرور و خوشحالی رسانده و تو گویی از منظر آنان همه آنچه رخ داده دلالتی بر تاثیر قدرت تحریم‌ها بر اقتصاد ایران است.

 

حال آنکه واقعیت چیزی غیر از این بوده و ریشه در بی‌تدبیری و خام‌اندیشی برخی مدیران دولتی داشته و دارد. همان‌ها که برای اول بار عنوان کردند که «ما در شرایط شعب ابی‌طالب هستیم» با رفتارها و تحلیل‌های اشتباه خود وضعیت اقتصاد را به این شرایط رساندند. البته پاسخ شایسته و حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب که فرمودند: «ما در شرایط شعب ابی‌طالب نیستیم، در شرایط بدر و خیبریم» می‌بایست این خام‌اندیشان را از خواب بیدار می‌ساخت ولی در کمال تعجب شنیده شده که این جماعت هنوز بر باورهای ناراست خویش پای فشرده و در جلساتی به تکرار توهمات خود پرداخته‌اند و زاویه خود را با خط راستین ولایت و تدابیر حکیمانه آن دوباره عیان ساخته‌اند.

آنچه رخ داده است مصداق شعب ابی‌طالب نیست، گویای شعب بی‌کفایتی و بی‌تدبیری برخی ساده‌اندیشان یا فریب‌خوردگانی است که پیش از هر نبردی دست‌ها را برای تسلیم بالا برده‌اند. ملتی که هشت سال جنگ تحمیلی را با آن همه فشارها و دشمنی‌ها سربلند بیرون آمده و لحظه‌ای به فکر تسلیم هم نیفتاده غمی از جنگ اقتصادی دشمنان ندارد و می‌تواند بهتر از هر زمان دیگری به پاسداری از حریم زندگی اقتصادی آحاد جامعه بپردازد. مردم می‌دانند و واقفند اگر با این روش مدیریت هشت ماهه سکه و ارز قرار بود هشت سال جنگ را مدیریت کرد، قطعا بسیاری از پیروزی‌ها نصیب ملت ایران نمی‌شد و ای بسا سرنوشت به‌گونه‌ای دیگر نوشته می‌شد.

نه اینکه چون خواب‌ماندگان رویازده پس از هشت ماه غفلت و دست روی دست گذاشتن در برابر میکروفن‌ها چهره قهرمانانه گرفته و این و آن دست پنهان را به مقاومت نشانه رفته و یکسره قصورها را گردن دیگران انداخته و آنگاه از تدابیر خویش برای کنترل و سامان‌دهی بازار سخن بگویند. این مدیریت مطلوب و بهینه نیست. اینجا مدیریت جهادی لازم است چه هم سال، سال جهادی اقتصادی است و هم دشمنان انقلاب با تمام توان برای توقف چرخ پیشرفت ایران اسلامی چنگ و دندان نشان می‌دهند و روزی نیست که در تدارک توطئه‌ای جدید علیه ملت ایران نباشند. چنین فضایی را چگونه باید مدیریت کرد؟

جامعه ایرانی که اکنون بیش از هر زمان دیگری مورد هجوم گسترده انواع تهدیدات سیاسی، اقتصادی و امنیتی قرار گرفته به‌راستی نیازمند مدیریت کارآمد و توانمندی است که بتواند از تهدیدات فرصت بسازد و راه آینده را برای تمام ایرانیان هموار سازد و امید را در جامعه تزریق کند. این کف انتظاری است که جامعه از مدیران دولتی و مسئولین اجرایی دارد، آیا واقعا این توقع زیادی است آقای وزیر؟