اعتدال : صنعت گردشگری و فعالیتهای مربوط به آن امروزه از جمله مؤلفههای توسعه محسوب شده و از بخشهای رو به رشد در اقتصاد جهانی است. بسیاری از کشورهای توسعهیافته، از صنعت گردشگری قدرتمند و توسعهیافته برخوردار بوده و از حداقل قابلیتها و امکانات موجود و در دسترس خود که توانایی جذب گردشگر را دارند، در جهت جذب گردشگر از نقاط مختلف دنیا بهره میبرند. کشورهای در حال توسعه نیز امروزه بیش از پیش این صنعت را مورد توجه قرار داده و از قابلیتها و توانمندیهای بالقوه و ارزشمند خود در زمینه توسعه فعالیتهای گردشگری و در پی آن تولید درآمد، ایجاد فرصتهای جدید شغلی، رشد اقتصادی و معرفی جلوههای فرهنگی خود استفاده میکنند.
در میان جاذبههای گوناگون گردشگری و همچنین منابع بالقوه جذب گردشگر اعم از جاذبهها و منابع طبیعی، فرهنگی، تاریخی و مذهبی که قابلیت توسعه و رونق فعالیتهای گردشگری را دارا هستند، جاذبههای فرهنگی شامل عناصر گوناگون فرهنگی در هر جامعه نقش بسزایی در جهت جذب گردشگر ایفا کرده و در حقیقت بعنوان عناصری مقصدساز در این حیطه عمل میکنند. باید اشاره کرد که صنعت گردشگری بعنوان یکی از ارکان برنامه های توسعه و رفاه مادی، تحت تأثیر عوامل متعددی است. یکی از این عوامل مهم و تأثیرگذار بر گردشگری هر منطقه، بی تردید فرهنگ مردم منطقه است که می تواند به نوعی جاذب گردشگر نیز باشد.
فرهنگ، مجموعه ویژگیهای رفتاری و اعتقادی است که افراد یک جامعه به تدریج و با گذشت زمان، آن را از جامعه خود کسب کرده و شامل عناصری چون آداب و رسوم، اعتقادات، هنرها، صنایع، نوع پوشش، خوراک و غذاها، قوانین، سنتها و رفتارهای مختلف میباشد. در حقیقت، همانطورکه عنوان شد، این ویژگیها و خصوصیات، با گذشت زمان و استمرار زیست، هویت اجتماعی و فرهنگی جوامع مختلف را رقم میزنند. هر یک از این عناصر فرهنگی بعنوان واحدهای تشکیل دهنده فرهنگ، علاوه بر شناساندن هویت هر جامعه، به نوعی میتوانند در کنار سایر جاذبهها در مقاصد گردشگری و جوامع میزبان گردشگران، بصورت یک جاذبه مکمل ایفای نقش کنند.
بر این اساس باید عنوان کرد که ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی، از جمله مهمترین خصوصیات هر منطقه محسوب شده و در فرآیند توسعه فعالیتهای گردشگری از اهمیت بسیاری برخوردار میباشند. این خصوصیات، سیمای عمومی فرهنگی و اجتماعی موجود در هر جامعه را به تصویر کشیده و قابلیتها و توانمندیهای فرهنگی مناطق مختلف را نمایان میسازد. ضمن اینکه، ویژگی های اجتماعی حاکم بر جوامع و مناطق مختلف نیز، میزان سازگاری اهالی و ساکنین آنها را به لحاظ فرهنگی با پدیدههای نوظهور و تازه و به تبع آن روابط و تعاملات انسانی و اجتماعی جدید و گسترش یافته، مشخص میسازد.
در میان عناصر فرهنگی گوناگونی که میتوانند بعنوان یک جاذبه مکمل گردشگری عمل کنند، مواردی چون ویژگیهای قومی و نژادی، جمعیت عشایر و زندگی عشایری، آداب و رسوم و اعتقادات، برگزاری جشنها و آیینهای ملی و مذهبی، هنرها و صنایع دستی، هنرهای نمایشی، بازیهای محلی، موسیقی، خوراک و غذاهای محلی و نوع پوشش مردم هر منطقه از اهمیت زیادی برخوردار بوده که باید با توجه به میزان اهمیت و جایگاه هر یک از آنها در میان سایر خصوصیات فرهنگی، در فرایند توسعه فعالیتهای گردشگری و برنامهریزیهای مربوط به این صنعت، مورد توجه قرار گیرند.
ویژگیهای قومی و نژادی و قدمت سکونت، در حقیقت ابزار مناسبی در جهت شناخت هویت فرهنگی هر قوم و ملتی است که توجه به آن با هدف شناسایی ریشههای تاریخی مردم یک منطقه، برای گردشگرانی که نگاه ویژهای نسبت به خصوصیات فرهنگی و اجتماعی جامعه میزبان دارند، همواره دارای جذابیت میباشد.
زندگی عشایری و شرایط خاص حاکم بر آن نیز به علت تفاوت با زندگی یکجانشینی همواره دارای جذابیت میباشد. عمدهترین ویژگی زندگی ایلی، جابجایی و کوچ است. نظام اقتصادی و نوع معیشت جمعیت عشایر نیز متکی بر دام و فعالیتهای دامپروری است. ضمن اینکه در کنار این فعالیتها، تولید صنایع دستی نیز در میان ایلات و عشایر کم و بیش رواج دارد. به این ترتیب میتوان گفت که مهمترین ویژگی¬های زندگی عشایری مؤثر بر جذب گردشگر، شیوه زندگی، جاذبههای طبیعی، صنایعدستی و برگزاری مراسم و آیینهای مختلف مربوط به عشایر است.
همچنین، از جمله مهمترین و جذابترین ویژگیهای فرهنگی قابل اشاره در هر منطقه، آداب و رسوم و اعتقادات حاکم بر آن و برگزاری مراسم و آیینهای ملی و مذهبی مختلف میباشد. آداب و رسوم و اعتقادات موجود در یک جامعه، به نوعی متمایز کننده آن از دیگر جوامع بوده و گویای فرهنگ آن جامعه می باشد. در این بین، میتوان به برگزاری آیین¬ها و مراسم متفاوتی چون آیین برداشت محصول، جشن نوروز، عزاداریهای مربوط به ماه محرم و سایر جشنها و سوگواریهایی که به مناسبتهای مختلف در مقاطع گوناگونی از سال برگزار میگردند اشاره کرد که هر یک گویای بُن مایه های فرهنگی و ریشه های اعتقادی مردمان آن سرزمین است که طی سالیان متمادی حفظ گردیده و ظهور و جلوه آن امروزه نیز دیده می¬شود. علاوه بر این مراسم، سرگرمیها و بازیهای محلی نیز از دیگر جلوههای فرهنگی هر جامعه محسوب میگردند که ریشه در اعتقادات و باورهای مردم داشته و از نظر زمانی، مربوط به دوران کهن زندگی بشر هستند.
بازیهای محلی به فراخور وضعیت فرهنگی و باورها و اعتقادات حاکم بر آن منطقه در طول تاریخ بوجود آمدهاند و با گذشت زمان دستخوش تغییراتی شدهاند. متأسفانه امروزه بسیاری از این مراسم و آیینها در طول تاریخ به فراموشی سپرده شده و بسیاری نیز کمرنگ شده و رو به زوال هستند. اما باید عنوان کرد که این آداب و رسوم و شیوه های زندگی، می توانند بعنوان قابلیت ها و جاذبه های گردشگری مطرح شده، مورد شناسایی و احیاء قرار گرفته و بعنوان جاذبههای فرهنگی گردشگری عمل کرده و هویت مردم یک سرزمین را به تصویر بکشند.
از دیگر جلوههای فرهنگی، باید به هنرهای نمایشی سنتی در شکل نقالی، خیمهشب بازی و برگزاری نمایشهای آیینی اشاره کرد که از دیرباز وجود داشته و گوشهای از فرهنگ شفاهی مردم را نشان میدهد. اجرای این نمایشها که امروزه رو به نابودی است، در گذشته در چایخانههای سنتی واقع در بافتهای قدیمی شهرها وجود داشته که میتوان با شناسایی و احیاء آن، این فرهنگ و آیین کهن را نیز بعنوان یک جاذبه فرهنگی مطرح کرده و از نابودی آن جلوگیری نمود.
در کنار عوامل فرهنگی یاد شده، خوراک و غذاهای محلی و نوع پوشش مردم نیز از جمله جلوههای فرهنگی مادی است که میتواند در جذب گردشگر تأثیرگذار باشد. در این میان، خوراک و غذاهای گوناگون، امروزه یکی از جاذبههای مهمی است که برخی گردشگران به دنبال تجربه آن هستند. غذا، نقشهای متفاوتی در زندگی انسان دارد. همچنین، غذاها در جشنها، اجتماعات و سرگرمیهای مختلف وجود داشته و برای بسیاری یک تجربه محسوب میشوند؛ بویژه زمانی که به قسمتی از تجربه سفر تبدیل میگردند. البه باید عنوان کرد که غذاها به تنهایی جاذبه نبوده و بیشتر همراه با جاذبههای دیگر معنا مییابند. اهمیت غذا بعنوان یک عنصر فرهنگی مادی در گردشگری به حدی در حال افزایش است که برخی از مقاصد گردشگری با استفاده از غذاهای محلی خود، محصول گردشگری خود را تنوع بخشیده و ارتقاء میدهند. ضمن اینکه باید اشاره کرد که تنوع فرهنگی و شرایط اقلیمی متفاوت در جوامع گوناگون، استفاده از پوشاک مختلف را در پی دارد که این پوششهای متنوع نیز میتواند در کنار جاذبههای دیگر بعنوان یک جاذبه مطرح شوند.
اما شاید بتوان گفت که در میان عناصر فرهنگی مختلف یک جامعه، صنایع دستی و هنرهای سنتی رایج در آن، از جمله مهمترین این عناصر است که علاوه بر اینکه در معرفی و شناساندن هویت فرهنگی مردم مناطق گوناگون نقش بسزایی دارد، در زمینه تولید درآمد و ایجاد ارزش افزوده اقتصادی نیز دارای اهمیت میباشد. باید عنوان کرد که صنایع دستی با خصوصیاتی چون حضور مؤثر و خلاق انسان در فرایند تولید، برخورداری از بار و ارزش فرهنگی و قابلیت انتقال تجربیات و فنون تولید بصورت سینه به سینه، هم بعنوان صنعت و بر طرف کننده نیاز مادی انسان و هم بعنوان هنر در مناطق مختلف مطرح است. در واقع، صنایع دستی به صنایعی گفته میشود که با بهرهگیری از مواد اولیه و انجام کارهای اساسی به کمک دست و ابزار دستی در مراحل مختلف منجر به ساخت محصولاتی شود که هر کدام از این محصولات به شکلی ذوق هنری و خلاقیت فکری سازنده آن را به نمایش بگذارد. این قبیل صنایع، با برخورداری از قابلیت ایجاد و توسعه در مناطق مختلف شهری و روستایی، در حقیقت روح تلاشگر یک ملت و قوم را بازتاب داده و جنبههای غیرمادی زندگی یک قوم را به تصویر میکشد.
صنایع دستی، متأثر از ویژگیهای قومی، فرهنگی و طبیعی هر منطقه، در کنار دیگر نمودهای فرهنگی چون آداب و رسوم و شیوه¬های معیشتی و زندگی و اعتقادات مذهبی، تصویرگر پدیده¬های اجتماعی هستند که در قالب فرهنگ¬های مادی تجلی یافته¬اند. متأسفانه امروزه این صنایع در مناطق مختلف به دلیل عدم توجه و حمایت سازمان¬های مربوطه، تغییر وضعیت معیشتی و عدم رغبت به حفظ هنرهای سنتی، رو به زوال گذاشته و در حال رنگ باختن است. اما به هر حال، سابقه تولید صنایع دستی در یک منطقه میتواند همواره بعنوان یکی از قابلیتهای مقصدساز و جاذبههای مکمل مطرح بوده که نیازمند شناسایی، معرفی و احیاء است.
هر یک از این عناصر و جلوههای فرهنگی، بخشی از هویت فرهنگی و اجتماعی یک جامعه را تشکیل داده و قسمتی از متعلقات، وابستگیها و فعالیتهای افراد را نشان میدهند. این عناصر در کنار هم سیمای فرهنگی یک جامعه را به تصویر کشیده و در واقع شناسنامه فرهنگی آن جامعه محسوب میشوند. باید گفت که تنوع جلوهها و ویژگیهای فرهنگی و خصوصیات قومیتی، یک نوع همزیستی وحدتگرا و همگرایی فرهنگی و اجتماعی را در جهت بوجود آمدن گرایشهای یکسویه و همجهت در میان افراد یک جامعه ایجاد کرده که به نوعی میتوان به آن به شکل فرصتی در جهت احیاء و ارتقاء جلوههای فرهنگی و عرضه آن بعنوان یک محصول یا محصولات فرهنگی گوناگون در جریان فعالیتهای گردشگری نگاه کرد.
با توجه به اینکه کشور ایران از جلوهها و میراث فرهنگی غنی و متنوعی برخوردار است، توسعه فعالیتهای گردشگری مبتنی بر گردشگری فرهنگی میتواند بستر شناخت، احیاء و عرضه میراث فرهنگی مختلفی که در طول زمان به دست فراموشی سپرده شدهاند را فراهم نماید. در این زمینه باید اشاره کرد که با توجه به اینکه امروزه تمرکز این جلوههای فرهنگی همچون برگزاری مراسم آیینی مختلف و تولید صنایع دستی، بیشتر در سکونتگاههای روستایی دیده میشود، احیاء فعالیتهای فرهنگی از این قبیل میتواند ایجاد فعالیتهای اقتصادی مکمل در این سکونتگاهها را در کنار فعالیتهای اقتصادی کشاورزی و افزایش مشارکت مردم بومی در پی داشته و در نگهداشت جمعیت روستایی و جلوگیری از مهاجرت آنان تأثیرگذار باشد.
همچنین، به نمایش گذاشتن و در معرض دید قرار دادن جنبههای مختلف میراث فرهنگی هر منطقه و عرضه آن به گروههای انسانی مناطق دیگر، علاوه بر افزایش میزان رضایت بازدیدکنندگان و گردشگران و رونق فعالیتهای گردشگری در جامعه میزبان، گسترش تعاملات اجتماعی و فرهنگی را به دنبال دارد.
امروزه بسیاری از شهرهای دنیا که از قدمت و پیشینه تاریخی و فرهنگی نیز برخوردار هستند، سعی در حفظ و حراست از میراث فرهنگی خود دارند. در راه نیل به این هدف نیز توسعه فعالیتهای گردشگری با تأکید بر عرضه محصولات و جلوههای فرهنگی بسیار مؤثر بوده و گسترش تبادلات فرهنگی و شهرت روزافزون این مناطق را در سطوح منطقهای و بینالمللی به ارمغان میآورد.